اگه از من بپرسن بیشترین چیزی که درباره زنها یاد گرفتی چی هست، قطعا می گم اونها خوب بلدن به آهسته ترین و مداوم ترین شکل ممکن، طوری که هیچ کس متوجه نشه، برینن توی اعصابت !
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
بعضی از زنها تصمیم میگیرن دنبال مرد ها برن. بعضی از زنها تصمیم می گیرن دنبال آرزو هاشون برن.
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
یک روزی برای آخرین بار توی اون کوچه ها بازی کردیم، اما هیچ کدوممون نفهمیدیم این آخرین بارمونه.
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
دنیای بعضیامون انقدر کوچیکه که همیشه آدمها ازش بیرون میرن و خیلی کم پیش میاد آدم جدیدی پا بذاره تو دنیامون.
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
پدر اون اواخر تا یک نوزاد میدید می گفت: این ها اومدن تا ما بریم. این روزها عجیب این حرف تو مغزم وول میخوره.
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
از من بعیده که انقدر واژه ها رو فراموش کنم و منظورم رو به عجیب ترین شکل ممکن بیان کنم!
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
ماجرای یک روز ادای آدم فنی در آوردن من و سر و کله زدن با پکیج و دود کش و ... آخرش این شد که : ایشی ور ایش بیلنینه ، بیر چورکده اوستونده ! 50 تومن پیاده شدم سر هیچ و پوچ!
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31
حتی وقتی گریه هم می کنه ، از دور چهار دست و پا میرم سمتش و همزمان میگم "دارم میام بخورمت!" می خنده و به چپ و راستش نگاه می کنه تا راه فرار پیدا کنه... فکر می کنم یکی از شیرین ترین لحظه های زندگیم دقیقا همون لحظه هست.
برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 27 مهر 1398 ساعت: 1:31